پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۵

گر به کوی عاشقان آن ماه گاهی بگذرد

بر گدایان همچنان باشد که شاهی بگذرد

سالها شد تا به کویش اوفتادم روز و شب

بر امید آنکه ماهم به ماهی بگذرد

سیل اشکم چون خیالش دید در دل جا گرفت

روز باران کس نخواهد کز پناهی بگذرد

آب دیده می زنم هر دم بران خاک رهش

تا غباری بر نیاید، گر به راهی بگذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۷دست ماه روزه تا در چشم عشرت خاک زد
  2. شمارهٔ ۶۷۸تا سرم باشد تمنای توام در سر بود
  3. شمارهٔ ۶۷۹فرخ آن عیدی که جان قربانی جانان بود
  4. شمارهٔ ۶۸۰از سر کو آن پری چون ناگهان پیدا شود
  5. شمارهٔ ۶۸۱زلف گرد آور که بازم دل پریشان می‌شود
  6. شمارهٔ ۶۸۲تا چه ساعت بود، یارب، کان مسلمان زاده شد
  7. شمارهٔ ۶۸۳تا خیال روی آن شمع شبستان دیده شد
  8. شمارهٔ ۶۸۴یار ما را دل ز دست عاشقی صد پاره شد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.