پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۶

من نمی خواهم که چشمم غیر آن رو بنگرد

چشم بد حیف است کاندر روی نیکو بنگرد

حاجت تیر و کمان نبود، فتد مرغ از هوا

یا شب اندر روزن آید ماه و آن رو بنگرد

باد در چشمش ز تیر غمزه میل آتشین

هر که در رویت به نقصان یک سر مو بنگرد

حرز بازو کرد خسرو نام میمون ترا

شوق چون غالب شود در حرز بازو بنگرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۸تا سرم باشد تمنای توام در سر بود
  2. شمارهٔ ۶۷۹فرخ آن عیدی که جان قربانی جانان بود
  3. شمارهٔ ۶۸۰از سر کو آن پری چون ناگهان پیدا شود
  4. شمارهٔ ۶۸۱زلف گرد آور که بازم دل پریشان می‌شود
  5. شمارهٔ ۶۸۲تا چه ساعت بود، یارب، کان مسلمان زاده شد
  6. شمارهٔ ۶۸۳تا خیال روی آن شمع شبستان دیده شد
  7. شمارهٔ ۶۸۴یار ما را دل ز دست عاشقی صد پاره شد
  8. شمارهٔ ۶۸۵گر نمی بینم دمی در روی او غم می کشد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.