پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۰

از سر کو آن پری چون ناگهان پیدا شود

جای آن باشد که مردم در میان شیدا شود

من چنین دانم که باشد نسخه ای از روی او

صورتی از آینه خورشید اگر پیدا شود

ماه رویا، کی رسد در آفتاب روی تو

شمع را هر چند سر تا آسمان بالا شود

از تو دل چون آبله خون گشت در دنبال تو

اشک را از بس دویدن آبله برپا شود

من به تنهایی همی گریم، اگر پیدا کنی

هر دری کز چشم من بیرون فتد، درها شود

سبزه تر برکشیدی زان رخ چون آفتاب

راز من چون سبزه می ترسم که در صحرا شود

می خلد بر جان من آن خط که بر لب می کشی

مارکی شیرین شود با آنکه در خرما شود

خسرو، از بهر تو اندر دیده خود جای ساخت

چشم می دارد که در کوی وصالش جا شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۲تا چه ساعت بود، یارب، کان مسلمان زاده شد
  2. شمارهٔ ۶۸۳تا خیال روی آن شمع شبستان دیده شد
  3. شمارهٔ ۶۸۴یار ما را دل ز دست عاشقی صد پاره شد
  4. شمارهٔ ۶۸۵گر نمی بینم دمی در روی او غم می کشد
  5. شمارهٔ ۶۸۶ناز کن، ای گل، که سرو بوستانی می کشد
  6. شمارهٔ ۶۸۷هر کسی را در بهاران دل به گلزاری کشد
  7. شمارهٔ ۶۸۸آن که دل برد و ز غمزه چون سنانش می نهد
  8. شمارهٔ ۶۸۹باز باد صبح بوی آشنایی می دهد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.