پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۳

تا خیال روی آن شمع شبستان دیده شد

سوختم سر تا قدم پیدا و پنهان دیده شد

سبز خطش بر نگین لعل تا بر زد قدم

از خضر پی بر کنار آب حیوان دیده شد

می شود از پرتو رخسار مهرافروز تو

دیده ها روشن، مگر خورشید تابان دیده شد

زآمد و رفت خیال قامت زیبای او

جلوه گاه ناز آن سرو خرامان دیده شد

از پی نظاره گلبرگ رویت، یک به یک

قطره های اشک من بر نوک مژگان دیده شد

تا بدیدم در لبش، خون دل از چشمم بریخت

یاغی خونی که رفت آن مسلمان دیده شد

چشم خسرو بود و روی او حکایت مختصر

گر به چشم خود کسی را صورت جان دیده شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۵گر نمی بینم دمی در روی او غم می کشد
  2. شمارهٔ ۶۸۶ناز کن، ای گل، که سرو بوستانی می کشد
  3. شمارهٔ ۶۸۷هر کسی را در بهاران دل به گلزاری کشد
  4. شمارهٔ ۶۸۸آن که دل برد و ز غمزه چون سنانش می نهد
  5. شمارهٔ ۶۸۹باز باد صبح بوی آشنایی می دهد
  6. شمارهٔ ۶۹۰غم مخور، ای دل که باز ایام شادی هم رسد
  7. شمارهٔ ۶۹۱تا کی آن زلف پریشان وقت ما بر هم زند
  8. شمارهٔ ۶۹۲گل نو رسید و بویی ز بهار من نیامد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.