پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۲

گل نو رسید و بویی ز بهار من نیامد

چه کنم نسیم گل را که ز یار من نیامد

دل من چرا چو غنچه نشود دریده صد جا؟

که صبا رسید و بویی ز نگار من نیامد

اگر، ای حریف، داری نظری به روی یاری

به بهار خویش خوش شو که بهار من نیامد

همه عمر تشنه بودم به امید آب حیوان

به جز آب شور دیده به کنار من نیامد

شب و روز جدول خون به دو رخ چه سود دارد؟

چو ستاره سعادت به کنار من نیامد

منم و خرابه غم ز خوشی خبر ندارم

چو ازان دیار مرغی به دیار من نیامد

من خون گرفته کردم و نظری و کشته گشتم

تو بدان که او به عمدا به شکار من نیامد

ز شراب و عشق و مستی چه شناسد او خرابی

پسر کسی که دردی ز خمار من نیامد

به شب نشاط، یارا، چه خبر تراز خسرو؟

که به جانب تو روزی شب تار من نیامد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۴خبرم شده ست کامشب سر یار خواهی آمد
  2. شمارهٔ ۶۹۵گذرد مهی و یک شب به منت گذر نباشد
  3. شمارهٔ ۶۹۶تو ز لب سخن گشادی، همه خلق بی زبان شد
  4. شمارهٔ ۶۹۷بت نو رسیده من هوس شکار دارد
  5. شمارهٔ ۶۹۸سر من به سجده هر دم به ستانه ای درآید
  6. شمارهٔ ۶۹۹دلبران مهر نمایند و وفا نیز کنند
  7. شمارهٔ ۷۰۰عاشقان خون جگر شربت مقصود کنند
  8. شمارهٔ ۷۰۱دوش ناگه به من دلشده آن مه برسید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.