پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۰

عاشقان خون جگر شربت مقصود کنند

ای خوش آن گریه که گه دیر و گهی زود کنند

وصل جویان که دم از عشق برآرند روند

چون گدایان که دعای غرض آلود کنند

باده کش دوزخیان، بهتر ازین متقیان

کز پی خلد برین طاعت معبود کنند

ناله سوختگان هست سرود ماتم

اجر آن به که گهی خلوت مقصود کنند

نیست بی یوسف خود رغبت بستان ما را

بلبلان، گر به چمن نغمه داود کنند

چه زیان دارد، اگر دلشدگان از تو گهی

زان زیان کار دو چشمت نظر سود کنند

من خسی را که بسوزند به کویت، غم نیست

غم از آنست که پیش در تو دود کنند

حق من در تو نگاهی ست سر رود دو چشم

که ز گریه حق خسرو همه نابود کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۲روزها شد که ز تو بوی وفایی نرسید
  2. شمارهٔ ۷۰۳رسم خونریز در آن خوی جفاساز بماند
  3. شمارهٔ ۷۰۴گوش من از پی نام تو به هر کوی بماند
  4. شمارهٔ ۷۰۵مست من باز جدایی ز سر آغاز نهاد
  5. شمارهٔ ۷۰۶بر رخ همچو مهش طره چون شب نگرید
  6. شمارهٔ ۷۰۷رویت از غالبه خط بر رخ گلفام کشید
  7. شمارهٔ ۷۰۸شب ز یاد تو مرا تا به سحر خواب نبرد
  8. شمارهٔ ۷۰۹زلف گرد زنخش دوش که گمره شده بود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.