پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۴

گوش من از پی نام تو به هر کوی بماند

چشم من از هوس روی تو هر سوی بماند

نه به گلزار گشاید دل من، نه در باغ

بسکه در جان من اندیشه آن روی بماند

بامدادان به چمن نازکنان می گشتی

سرو یک پای ستاده به لب جوی بماند

سوی پیکان شو دم، گر گله زان غمزه کنم

که چه پیکانی ازو در ته هر موی بماند؟

سر بسی بر در و دیوار زدم همچو صبا

که گذشت آن گل خندان من و بوی بماند

ماجرای دل خودکام، چه پرسی از من؟

سالها شد که ز من رفت و دران کوی بماند

شکرگوی کرمش کرد دل خسرو را

ذوق دشنام که در گوش دعاگوی بماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۶بر رخ همچو مهش طره چون شب نگرید
  2. شمارهٔ ۷۰۷رویت از غالبه خط بر رخ گلفام کشید
  3. شمارهٔ ۷۰۸شب ز یاد تو مرا تا به سحر خواب نبرد
  4. شمارهٔ ۷۰۹زلف گرد زنخش دوش که گمره شده بود
  5. شمارهٔ ۷۱۰خوبرویان به دل سوخته ساغر ندهند
  6. شمارهٔ ۷۱۱ای که عمر از پی سودای تو دادیم به باد
  7. شمارهٔ ۷۱۲هر شب از سینهٔ من تیر بلا می گذرد
  8. شمارهٔ ۷۱۳شب ز سوزی که بر این جان حزین می‌گذرد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.