پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۷

رویت از غالبه خط بر رخ گلفام کشید

ماه نو طره مشکین تو در دام کشید

با سر زلف همی خواست کند گستاخی

مشک را نافه چنان کشت که در کام کشید

روز بازار چمن را به بهایی نستاند

لاله از خاک تو، گر چه درمی وام کشید

صبح روی تو بدینسان که برآمد امروز

تو مبر ظن که چو من سوخته تا شام کشید

با وصال تو به یک لحظه فراموش کند

هر که جور فلک و محنت ایام کشید

دل به کامی برسد از تو هم آخر روزی

غصه کار خود از عالم خودکام کشید

نام عشق است بلای دل و آخر به جهان

سر پس نام برون خسرو بدنام کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۹زلف گرد زنخش دوش که گمره شده بود
  2. شمارهٔ ۷۱۰خوبرویان به دل سوخته ساغر ندهند
  3. شمارهٔ ۷۱۱ای که عمر از پی سودای تو دادیم به باد
  4. شمارهٔ ۷۱۲هر شب از سینهٔ من تیر بلا می گذرد
  5. شمارهٔ ۷۱۳شب ز سوزی که بر این جان حزین می‌گذرد
  6. شمارهٔ ۷۱۴ای خوش آن باد که هر روز به سویت گذرد
  7. شمارهٔ ۷۱۵آنچه بر خرمن گل باد سحرگاه کند
  8. شمارهٔ ۷۱۶هر شکر خنده که آن لعل شکر خنده کند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.