پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۲

هر شب از سینهٔ من تیر بلا می گذرد

تو چه دانی که برین سینه چه‌ها می‌گذرد؟

دل اگر سنگ بوَد طاقت آتش نبود

آنچه از غمزهٔ او بر دل ما می گذرد

گر جفایی کند آن شوخ، مرا عیبی نیست

گو بکن، لیک ز اندازه چرا می‌گذرد؟

عاشقان را همه عمر از پی نظّارهٔ تو

شب به زاری و سحرگه به دعا می‌گذرد

یارب، این باد سحر از چه چنین خوشبوی است؟

مگر اندر سر آن زلف دو تا می‌گذرد

تو چه مرغی کاثرت نیست که از سوز دلم

سوخت هر مرغ که بر روی هوا می‌گذرد

خسروا، بگذر از اندیشهٔ خوبان کامروز

موسم فتنه و ایام بلا می‌گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۴ای خوش آن باد که هر روز به سویت گذرد
  2. شمارهٔ ۷۱۵آنچه بر خرمن گل باد سحرگاه کند
  3. شمارهٔ ۷۱۶هر شکر خنده که آن لعل شکر خنده کند
  4. شمارهٔ ۷۱۷آنکه هر شب به دلم آید و جایی بکند
  5. شمارهٔ ۷۱۸تا ز خون ریختن آن غمزه ندامت نکند
  6. شمارهٔ ۷۱۹گر دل عاشقم از عشق تو رنجور شود
  7. شمارهٔ ۷۲۰مست من بی خبر از بزم چو در خانه شود
  8. شمارهٔ ۷۲۱گر سر زلف تو از باد پریشان نشود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.