پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۱

ای که عمر از پی سودای تو دادیم به باد

یاد می دار که از مات نمی آید یاد

عهدها بستی و می داشتم امید وفا

ای امید من و عهد تو سراسر همه یاد

هر چه دارند ز آیین نکویی خوبان

همه داری و بدان چشم بدانت مرساد

ماجرای دل گمگشته بی نام و نشان

هر که را باز نمودیم نشانی به تو داد

آفرین بر سر آن دست کزان خواهد یافت

گره کار من از بند قبای تو گشاد

گر نبردی ز سر گیسوی مشکین تو بوی

محنت آن همه غم از چه کشیدی شمشاد

کام خسرو بده، ای خسرو خوبان که شده ست

لعل جان بخش تو شیرین و دل او فرهاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۳شب ز سوزی که بر این جان حزین می‌گذرد
  2. شمارهٔ ۷۱۴ای خوش آن باد که هر روز به سویت گذرد
  3. شمارهٔ ۷۱۵آنچه بر خرمن گل باد سحرگاه کند
  4. شمارهٔ ۷۱۶هر شکر خنده که آن لعل شکر خنده کند
  5. شمارهٔ ۷۱۷آنکه هر شب به دلم آید و جایی بکند
  6. شمارهٔ ۷۱۸تا ز خون ریختن آن غمزه ندامت نکند
  7. شمارهٔ ۷۱۹گر دل عاشقم از عشق تو رنجور شود
  8. شمارهٔ ۷۲۰مست من بی خبر از بزم چو در خانه شود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.