پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۴

ای خوش آن باد که هر روز به سویت گذرد

ناخوش آن آب کزین دیده به جویت گذرد

سیل چشمم همه خون است، نکو بشناسی

هر کجا گریه عشاق به سویت گذرد

جان به دنباله آن باد رود بوی کنان

کاین طرف گه گهی آلوده به بویت گذرد

هر شبی بیخود و دیوانه ام از دست خیال

بسکه تا روز در اندیشه رویت گذرد

عیش تلخم چو می تلخ کند هر دم مست

بسکه در لذت آن تلخی خویت گذرد

می جهد شعله آه من و من می سوزم

گه نباید که بر آن روی نکویت گذرد

خسرو از بیم که روزش به درت نگذارند

هر شبی آید و دزدیده به کویت گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۶هر شکر خنده که آن لعل شکر خنده کند
  2. شمارهٔ ۷۱۷آنکه هر شب به دلم آید و جایی بکند
  3. شمارهٔ ۷۱۸تا ز خون ریختن آن غمزه ندامت نکند
  4. شمارهٔ ۷۱۹گر دل عاشقم از عشق تو رنجور شود
  5. شمارهٔ ۷۲۰مست من بی خبر از بزم چو در خانه شود
  6. شمارهٔ ۷۲۱گر سر زلف تو از باد پریشان نشود
  7. شمارهٔ ۷۲۲عاشقی را که غم دوست به از جان نبود
  8. شمارهٔ ۷۲۳مرد صاحب نظر از کوی تو آسان نرود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.