پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۳

رسم خونریز در آن خوی جفاساز بماند

این کله بر سر آن ترک سرانداز بماند

گفتمی نام تو و زیستمی هر دم پیش

که ز لب کم نشود کام تو و گاز بماند

گه رود جان و گهی باز بیاید در تن

گه به تاباک در اندیشه آن ناز بماند

باد چستی که بر آید سر عشاق ز دوش

این هوا در سر آن سرو سرافراز بماند

بستن چشم ندانم که چه باشد، آنگاه

که برفت از نظر و دیده من باز بماند

زاهدی در تو نظر کرد، صلاحش بردی

به یکی بازی ازان چشم دغابار بماند

ناله ناخوش خسرو که ز غم می آید

خجل آواز که چون مطرب ناساز بماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۵مست من باز جدایی ز سر آغاز نهاد
  2. شمارهٔ ۷۰۶بر رخ همچو مهش طره چون شب نگرید
  3. شمارهٔ ۷۰۷رویت از غالبه خط بر رخ گلفام کشید
  4. شمارهٔ ۷۰۸شب ز یاد تو مرا تا به سحر خواب نبرد
  5. شمارهٔ ۷۰۹زلف گرد زنخش دوش که گمره شده بود
  6. شمارهٔ ۷۱۰خوبرویان به دل سوخته ساغر ندهند
  7. شمارهٔ ۷۱۱ای که عمر از پی سودای تو دادیم به باد
  8. شمارهٔ ۷۱۲هر شب از سینهٔ من تیر بلا می گذرد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.