پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۸

سر من به سجده هر دم به ستانه ای درآید

جگر اندر آستانش به بهانه ای در آید

قد تست همچو تیری که درون جان نشیند

چو درون سینه من گذرانه ای در آید

در کین گشاد چشمت به خیال خود بگو تا

ز پی شفاعت من به میانه ای در آید

ز فسانه خواب خیزد، ولی اندر این که خسپد

اگر این حکایت من به فسانه ای در آید

دل من ز زلف و رویت شد اسیر و چون نگردد؟

شب ماهتاب دزدی که به خانه ای در آید

ز غمت چنانست سوزم که زبان کنم تصور

به دهن ز آتش دل چو زبانه ای در آید

سحری بود، خدایا که حریف من ز جایی

همه شب شراب خورده سحرانه ای در آید

صنما، بیا که خسرو ز برای تست هر شب

در دیده باز کرده که فلانه ای در آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۰عاشقان خون جگر شربت مقصود کنند
  2. شمارهٔ ۷۰۱دوش ناگه به من دلشده آن مه برسید
  3. شمارهٔ ۷۰۲روزها شد که ز تو بوی وفایی نرسید
  4. شمارهٔ ۷۰۳رسم خونریز در آن خوی جفاساز بماند
  5. شمارهٔ ۷۰۴گوش من از پی نام تو به هر کوی بماند
  6. شمارهٔ ۷۰۵مست من باز جدایی ز سر آغاز نهاد
  7. شمارهٔ ۷۰۶بر رخ همچو مهش طره چون شب نگرید
  8. شمارهٔ ۷۰۷رویت از غالبه خط بر رخ گلفام کشید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.