پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۷

هر کسی را در بهاران دل به گلزاری کشد

وین دل بدروز من سوی جفا کاری کشد

وقتی، ار این زارمانده دل به باغی خوش کنم

موکشان بازم غمش در کنج دیواری کشد

راز آن بت با که گویم چون مسلمانی نماند

کز تن این بت پرستی کهنه زناری کشد

محرم عاشق بود غمگین تر از عاشق بسی

تندرستش مشمر آن کو رنج بیماری کشد

ماه در محمل چه داند، از گرانی دلم؟

زحمت اشتر کسی داند که او باری کشد

ای به خواب خوش بگویم با تو از شبهای خویش

غم مباد این سرمه را در چشم بیماری کشد

گفتیم بار دگر کن پیش خوبان دگر

نیست این سوزن که از پای دلم خاری کشد

چند تن در مسجد و دل گرد کوی شاهدان

خرم آن کو آشکارا باده با یاری کشد

آستان بوس خرابات است خسرو را هوس

کین مصلا خدمتی در پیش خماری کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۹باز باد صبح بوی آشنایی می دهد
  2. شمارهٔ ۶۹۰غم مخور، ای دل که باز ایام شادی هم رسد
  3. شمارهٔ ۶۹۱تا کی آن زلف پریشان وقت ما بر هم زند
  4. شمارهٔ ۶۹۲گل نو رسید و بویی ز بهار من نیامد
  5. شمارهٔ ۶۹۳برهم بماند دیده، کس ازان سوار نامد
  6. شمارهٔ ۶۹۴خبرم شده ست کامشب سر یار خواهی آمد
  7. شمارهٔ ۶۹۵گذرد مهی و یک شب به منت گذر نباشد
  8. شمارهٔ ۶۹۶تو ز لب سخن گشادی، همه خلق بی زبان شد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.