پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۲

تا چه ساعت بود، یارب، کان مسلمان زاده شد

کافت اندر سینه و اندیشه در جان زاده شد

از شب حامل چه زاید، جز پریشانی به عمر

هندوی شب حامل و زلف پریشان زاده شد

دی شبش گفتم، فلانی، زیر لب گفتا، که مرگ

طرفه مرگی بود این کز آب حیوان زاده شد

مه غلام اوست، ار در پیش یوسف سجده کرد

او به دهلی زاد، اگر یوسف به کنعان زاده شد

ماه من از آب چشم و گریه سوزان بترس

کز تنور پیرزن سیلاب طوفان زاده شد

مردم چشمم برون افتاد ز گریه ز پوست

راست چون طفلی که خون آلود و گریان زاده شد

دل از آن خوناب تن هر لحظه می گوید غمی

چون کند بیچاره خسرو کز پی آن زاده شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۴یار ما را دل ز دست عاشقی صد پاره شد
  2. شمارهٔ ۶۸۵گر نمی بینم دمی در روی او غم می کشد
  3. شمارهٔ ۶۸۶ناز کن، ای گل، که سرو بوستانی می کشد
  4. شمارهٔ ۶۸۷هر کسی را در بهاران دل به گلزاری کشد
  5. شمارهٔ ۶۸۸آن که دل برد و ز غمزه چون سنانش می نهد
  6. شمارهٔ ۶۸۹باز باد صبح بوی آشنایی می دهد
  7. شمارهٔ ۶۹۰غم مخور، ای دل که باز ایام شادی هم رسد
  8. شمارهٔ ۶۹۱تا کی آن زلف پریشان وقت ما بر هم زند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.