پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۱

زلف گرد آور که بازم دل پریشان می‌شود

روی پنهان کن که بازم دیده حیران می‌شود

عقل و هوش و دل خیالت برد و جانم منتظر

تا هنوز از نرگس مستت چه فرمان می‌شود!

تا کیم سوزی که هر صبحی دعای صبر خوان

این کسی را گوی کو را شب به پایان می‌شود

عاشقان را صد بلا پیش است گاه دیدنت

جز یکی راحت که باری مردن آسان می‌شود

زانچه من خوردم غمت، باری پشیمان نیستم

گر دلت از لطف ناکرده پشیمان می‌شود

از هلاکم دوستان غمناک و من خوش می‌شوم

کآنچه باری کام جانان من است آن می‌شود

چون به پایان آمد این قصه که می‌گویم به درد

یک حدیث و صد پیم خاطر پریشان می‌شود

ای که پندم می‌دهی پیش تو آسان است، لیک

این کسی داند که او را خانه ویران می‌شود

ای دل خسته، مده یادم ز مژگانش، از آنک

موی بر اندام من هر بار پیکان می‌شود

آنکه گفتندی که از خوبانش روزی بد رسد

اینک اینک، جان خسرو، گفت ایشان می‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۳تا خیال روی آن شمع شبستان دیده شد
  2. شمارهٔ ۶۸۴یار ما را دل ز دست عاشقی صد پاره شد
  3. شمارهٔ ۶۸۵گر نمی بینم دمی در روی او غم می کشد
  4. شمارهٔ ۶۸۶ناز کن، ای گل، که سرو بوستانی می کشد
  5. شمارهٔ ۶۸۷هر کسی را در بهاران دل به گلزاری کشد
  6. شمارهٔ ۶۸۸آن که دل برد و ز غمزه چون سنانش می نهد
  7. شمارهٔ ۶۸۹باز باد صبح بوی آشنایی می دهد
  8. شمارهٔ ۶۹۰غم مخور، ای دل که باز ایام شادی هم رسد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.