پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۷

دست ماه روزه تا در چشم عشرت خاک زد

اشک خونین ریخت جام و گل گریبان چاک زد

یارب، از هجر که در پوشید نیلوفر کبود؟

لاله از درد که داغی بر دل غمناک زد؟

با همه چشمی که نرگس باز دارد در چمن

اهل بینش را نمی شاید قدم بر خاک زد

تا کی از شمشاد و نسرین گویم و ریحان و گل؟

بیخ این خار از ره دل خواهم اکنون پاک زد

با وجود ساقی مه روی من در باغ حسن

می توان آتش درین مشت خس و خاشاک زد

ای مه نو، گر شبی طالع شوی چون عاصیان

خواهمت بهر شفاعت دست در فتراک زد

مژده بر خسرو، اگر گوید شبی در گوش او

عین عید اینک علم بر گوشه افلاک زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۹فرخ آن عیدی که جان قربانی جانان بود
  2. شمارهٔ ۶۸۰از سر کو آن پری چون ناگهان پیدا شود
  3. شمارهٔ ۶۸۱زلف گرد آور که بازم دل پریشان می‌شود
  4. شمارهٔ ۶۸۲تا چه ساعت بود، یارب، کان مسلمان زاده شد
  5. شمارهٔ ۶۸۳تا خیال روی آن شمع شبستان دیده شد
  6. شمارهٔ ۶۸۴یار ما را دل ز دست عاشقی صد پاره شد
  7. شمارهٔ ۶۸۵گر نمی بینم دمی در روی او غم می کشد
  8. شمارهٔ ۶۸۶ناز کن، ای گل، که سرو بوستانی می کشد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.