پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۴

یار من گویند آنجا گاه گاهی بگذرد

راضیم گر در دلش از بعد ماهی بگذرد

بیهشم در راهش افتاده، مرا آگه کنید

گر درین ره سرو بالا کج کلاهی بگذرد

ای صبا، جانم ببر، در خاک کویش کن نثار

گر درین ره نگذرد آخر به راهی بگذرد

حال پامالان راه خویش می پرسی، مپرس

وای بر موران دران شارع که شاهی بگذرد

نیست آن دولت که بوسم پای میمونت، ولی

پای آن بوسم که در کوی تو گاهی بگذرد

غمزه با صدها بلای خویش نابخشودنیست

دیدن شاهی که با زین سان سپاهی بگذرد

خلق در فریاد و تو خوش می‌روی، من چون زیم؟

وه که گر ناگاهی از من تیر آهی بگذرد

زاه گرمم رو سیه شد روز، هم داری روا

کاینچنین روز سیه بر رو سیاهی بگذرد؟

در زنخدانت دل خسرو فتاد و غرق شد

همچو آن مستی که بر بالای چاهی بگذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۶من نمی خواهم که چشمم غیر آن رو بنگرد
  2. شمارهٔ ۶۷۷دست ماه روزه تا در چشم عشرت خاک زد
  3. شمارهٔ ۶۷۸تا سرم باشد تمنای توام در سر بود
  4. شمارهٔ ۶۷۹فرخ آن عیدی که جان قربانی جانان بود
  5. شمارهٔ ۶۸۰از سر کو آن پری چون ناگهان پیدا شود
  6. شمارهٔ ۶۸۱زلف گرد آور که بازم دل پریشان می‌شود
  7. شمارهٔ ۶۸۲تا چه ساعت بود، یارب، کان مسلمان زاده شد
  8. شمارهٔ ۶۸۳تا خیال روی آن شمع شبستان دیده شد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.