پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۳

شمع من اگر یک شب از خانه برون آید

از هر طرفی صد جان پروانه برون آید

صد جامه قبا گردد از هر طرفی، چون او

کژ کرده کلاه از سر مستانه برون آید

من بی خبر و طفلان سنگی به کف از هر سو

شسته به کمین تا کی دیوانه برون آید

فریاد که از یاری عمری به جفا باشم

چون گاه وفا باشد بیگانه برون آید

هر روز بری جویم از بخت، محال است این

خوشه ز پی شش ماه از دانه برون آید

گر وجه قرار من هست از رخ تو مردن

وه کز خط تو ناگه پروانه برون آید

در کشتن خود یارم، من از تو چه غم دارم؟

گر جان ز پی خسرو خصمانه برون آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۵گفتم که ترا آخر دل خانه نمی یابد
  2. شمارهٔ ۴۷۶آن دل به چه کار آید کان خانه تو نبود
  3. شمارهٔ ۴۷۷چشمت گهی از غمزه هشیار نخواهد شد
  4. شمارهٔ ۴۷۸آن را که سر و کاری با چون تو نگار افتد
  5. شمارهٔ ۴۷۹دردا که دگر ما را آن یار نمی پرسد
  6. شمارهٔ ۴۸۰ماهی که به سوی خود صد دل نگران بیند
  7. شمارهٔ ۴۸۱چون بهر خرامیدن بارم ز زمین خیزد
  8. شمارهٔ ۴۸۲دولت نه به زور است و به زاری چه توان کرد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.