پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۴

از شیفتگان چون من، سر باز برون ناید

از سیمبران چون تو، طناز برون ناید

یکبار تو را دیدم جانِ شده باز آمد

از دیده مشویک سو، تا باز برون ناید

تو حال دلم پرسی، من در رخ تو حیران

خواهم که سخن گویم، آواز برون ناید

گفتی که شدی رسوا، سهل است، به یک بوسه

بر بند دهانم را تا راز برون ناید

خود کیست، نمی دانی آن شوخ که پیوسته

در سینه درون باشد، از ناز برون ناید

خط تو معاذالله حقا که عجب دارم

کز جان من مسکین زاغاز برون ناید

دیوانه خوبان را عیار نگیرد کس

تا در قدم اول جانباز برون ناید

از بس که فراوان زد دستان غمش خسرو

ناله هم ازو زین پس ناساز برون ناید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۶آن دل به چه کار آید کان خانه تو نبود
  2. شمارهٔ ۴۷۷چشمت گهی از غمزه هشیار نخواهد شد
  3. شمارهٔ ۴۷۸آن را که سر و کاری با چون تو نگار افتد
  4. شمارهٔ ۴۷۹دردا که دگر ما را آن یار نمی پرسد
  5. شمارهٔ ۴۸۰ماهی که به سوی خود صد دل نگران بیند
  6. شمارهٔ ۴۸۱چون بهر خرامیدن بارم ز زمین خیزد
  7. شمارهٔ ۴۸۲دولت نه به زور است و به زاری چه توان کرد
  8. شمارهٔ ۴۸۳حاصل اگر از زلف تو یک بار توان کرد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.