پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۷

چشمت گهی از غمزه هشیار نخواهد شد

وین دل ز خراش او بی خار نخواهد شد

گر تیغ زنی بر تن، ور نیش زنی بر جان

ناگاه رود جانش، بیمار نخواهد شد

عشقت ز پی کشتن مردانه به کار آمد

شادم ز غمت باری بیکار نخواهد شد

بر ما فتد ار تابی زان رخ، چه شوی رنجه؟

مهتاب ز افتادن افگار نخواهد شد

بیهوده چه گریم خون اصلاح دل خود را؟

تقویم چو از جدول طومار نخواهد شد

خونخوار بود، خسرو، عاشق ز چنین باده

مست است که تا محشر هشیار نخواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۹دردا که دگر ما را آن یار نمی پرسد
  2. شمارهٔ ۴۸۰ماهی که به سوی خود صد دل نگران بیند
  3. شمارهٔ ۴۸۱چون بهر خرامیدن بارم ز زمین خیزد
  4. شمارهٔ ۴۸۲دولت نه به زور است و به زاری چه توان کرد
  5. شمارهٔ ۴۸۳حاصل اگر از زلف تو یک بار توان کرد
  6. شمارهٔ ۴۸۴تا غمزه خون ریز تو قصد دل ما کرد
  7. شمارهٔ ۴۸۵زلفین تو سرگشته چو باد سحرم کرد
  8. شمارهٔ ۴۸۶یک دل به سر کوی تو آباد نیابند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.