پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۳

یار چون با ماست بهر دیدنش تعجیل چیست

یوسف اندر مصر دل، در دیده رود نیل چیست

آن بت اندر سینه و سوزان دلم قندیل وار

چون دلم بتخانه شد، بتخانه را قندیل چیست

کشتن خود خواستم از غمزه خون ریز او

گفت صید انداز ساکن، صید را تعجیل چیست

رهروان صدق را از راحت و محنت چه غم

عاشقان کعبه را پرسش ز راه و میل چیست

مرد چون شد عاشق جانان، نترسد از بلا

مور چون شد بر در شه، بیم پای پیل چیست

تقوی و پرهیزگاری نیست کار عاشقان

صوفی میخواره را سجاده در زنبیل چیست؟

چون جمالت آیت رحمت شد اندر شان خلق

آخر این چندین ز بهر کشتنم تأویل چیست

خط شد آغازت، چو دورست از رخت چشم بدم

وه که این زیبا بناگوشت، نشان نیل چیست

ای که خسرو را نصیحت می کنی از بهر عشق

پند چون می نشنود، بیهوده قال و قیل چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۵باز مست آمدنش نازکنان از جایی ست
  2. شمارهٔ ۳۸۶کسی را به دور حسن تو پروای خواب نیست
  3. شمارهٔ ۳۸۷از من آن کامیاب را چه غم است
  4. شمارهٔ ۳۸۸هر عاشقی که ترسد از طعنه و ملامت
  5. شمارهٔ ۳۸۹یارب، چه شد کان ترک ما ترک محبان کرده است
  6. شمارهٔ ۳۹۰زلف مشکینش که گویی را به چوگان یافته ست
  7. شمارهٔ ۳۹۱خنده هرگز دهنی همچو دهان تو نیافت
  8. شمارهٔ ۳۹۲یک سخن گر من ازان جان و جهان خواهم یافت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.