پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۱

ای سر کشیده از من، سر کشم به پیشت

گر از طریق خویشی بینم از آن خویشت

ماییم و غنچه دل موقوف بند عشقت

کو باد تا بگوید احوال من به پیشت

نتوان به شرح دادن با صد جریده گل

حسنی ز وصف رویت، وصفی ز شرح پیشت

تا داده از لب تو دل را گل انگبینی

زنبور جان من شد مژگان همچو نیشت

چون بینمت به ناگه، خواهم که جای سازم

در سینه فگارم اندر درون ریشت

لطفی به بنده خسرو از تیر غمزه تو

آماج کرد سینه، بیرون نشد ز کیشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۳چابک تر از تو در همه عالم سوار نیست
  2. شمارهٔ ۲۸۴خوش خلعتی ست جسم، ولی استوار نیست
  3. شمارهٔ ۲۸۵شب نیست کز تو بر سر هر کو نفیر نیست
  4. شمارهٔ ۲۸۶بیدار شو، دلا، که جهان جای خواب نیست
  5. شمارهٔ ۲۸۷بیرون میا ز پرده که ما را شکیب نیست
  6. شمارهٔ ۲۸۸مست ترا به هیچ میی احتیاج نیست
  7. شمارهٔ ۲۸۹ناوک زنی چو غمزه او در زمانه نیست
  8. شمارهٔ ۲۹۰ای دل، غمین مباش که جانان رسیدنی ست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.