پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۸

آنکه مزاج دلش باز ندانم که چیست

رفتن او کشتن است، باز ندانم که چیست

این منم از پشت کوژ چنگ حریفان عشق

زار بنالم، ولی خار ندانم که چیست

مست شبانه است یار خواب خماری به سر

بوی لبش از می است، گاز ندانم که چیست

یار بهانه طلب با من شوریده بخت

نیست بدانسان که بود باز ندانم که چیست

خسرو مسکین ازو شهره هر کوی شد

وان دل او را هنوز راز ندانم که چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۰چون غم هجران او نداشت نهایت
  2. شمارهٔ ۲۸۱ای سر کشیده از من، سر کشم به پیشت
  3. شمارهٔ ۲۸۲چون در سخن درآمد لعل شکر مقالت
  4. شمارهٔ ۲۸۳چابک تر از تو در همه عالم سوار نیست
  5. شمارهٔ ۲۸۴خوش خلعتی ست جسم، ولی استوار نیست
  6. شمارهٔ ۲۸۵شب نیست کز تو بر سر هر کو نفیر نیست
  7. شمارهٔ ۲۸۶بیدار شو، دلا، که جهان جای خواب نیست
  8. شمارهٔ ۲۸۷بیرون میا ز پرده که ما را شکیب نیست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.