پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۷

در چمن جان من سرو خرامان یکی ست

نرگس رعناش دو، غنچه خندان یکی ست

گفت به غمزه لبش، جان ده و بوسی ستان

کاش دو صد جان بدی، وه که مرا جان یکی ست

من ز غم گلرخی ژاله فشانم چو اشک

ابر درین واقعه با من گریان یکی ست

طرف چمن می روی طعنه زنان سرو را

بیش خجالت مده، راه جوانان یکی ست

خسرو دلخسته را بنده صورت نگر

چونکه به معنی رسی، بنده و سلطان یکی ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۹درد دلم را طبیب چاره ندانست
  2. شمارهٔ ۲۸۰چون غم هجران او نداشت نهایت
  3. شمارهٔ ۲۸۱ای سر کشیده از من، سر کشم به پیشت
  4. شمارهٔ ۲۸۲چون در سخن درآمد لعل شکر مقالت
  5. شمارهٔ ۲۸۳چابک تر از تو در همه عالم سوار نیست
  6. شمارهٔ ۲۸۴خوش خلعتی ست جسم، ولی استوار نیست
  7. شمارهٔ ۲۸۵شب نیست کز تو بر سر هر کو نفیر نیست
  8. شمارهٔ ۲۸۶بیدار شو، دلا، که جهان جای خواب نیست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.