پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱۲

سزد که سجده کنند، ای برهمن عجمی

همه بتانت که محراب چشم هر صنمی

در آب و آینه بینی همیشه صورت خویش

که آفتاب پرستی و بت پرستی همی

همه ولایت روی تو یاغی ست مگر

سواد خطه تو اندکی قلمی

به فرق تاج زمرد برآر چون طاووس

درآ به جلوه که طاووس هندی، ای عجمی

برون کشم رگ جان، بهر چه کشم بارش

ز عشق تو که نه از لات سومنات کمی

دریغ نیست که سوزند هندوان خود را

ز دوستیست که چون سومنات محترمی

نموده می شود آفاق، در صفای تنت

تو آبگینه هنری نه ای که جام جمی

سیاه تخته هندو بود سفید رخم

تو از سیاهی هند ز سفیدیی رقمی

چو گشت خسرو جادو زبون غمزه تو

به خواب بستنش افسون هندیی چه دمی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱۴به یک کرشمه کزان چشم دلربا کردی
  2. شمارهٔ ۱۹۱۵به خوبی همچو مه تابنده باشی
  3. شمارهٔ ۱۹۱۶ای که امروز به زیبایی او می نازی
  4. شمارهٔ ۱۹۱۷در تو، ای دوست به خون ریختنم داری رای
  5. شمارهٔ ۱۹۱۸فسون چشمش ار خوابم نبستی
  6. شمارهٔ ۱۹۱۹دلی دارم در او دردی و داغی
  7. شمارهٔ ۱۹۲۰ای کاش مرا با تو سر و کار نبودی
  8. شمارهٔ ۱۹۲۱گر ماه تو از مشک تو آلوده نبودی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.