پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱۴

به یک کرشمه کزان چشم دلربا کردی

چو جان به سینه درون آمدی و جا کردی

خدنگ ناز چو از غمزه راست بگشادی

به دل درست زدی، گر ز تن خطا کردی

من ار چه تیغ زنم، دل ز تو جدا نشود

تو ناوکی زدی و دل ز من جدا کردی؟

دلم که شادی وصل ترا نکرده شکر

هزار شکر کنم کز غمش سزا کردی

بگفتمت که غم جان مگوی با هر کس

به غمزه گفتی و بر جان من بلا کردی

اگر میان تو گم گشت در میان کمر

دهانت نیز نمی دانم، آن کجا کردی؟

بسوختی دل خسرو، هنوز خواهی سوخت

چو کس نگفت ترا این چنین، چرا کردی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱۶ای که امروز به زیبایی او می نازی
  2. شمارهٔ ۱۹۱۷در تو، ای دوست به خون ریختنم داری رای
  3. شمارهٔ ۱۹۱۸فسون چشمش ار خوابم نبستی
  4. شمارهٔ ۱۹۱۹دلی دارم در او دردی و داغی
  5. شمارهٔ ۱۹۲۰ای کاش مرا با تو سر و کار نبودی
  6. شمارهٔ ۱۹۲۱گر ماه تو از مشک تو آلوده نبودی
  7. شمارهٔ ۱۹۲۲امید نبود ار چه مرا یک نظر از وی
  8. شمارهٔ ۱۹۲۳من باد نخواهم که وزد بر چو تو باغی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.