پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱۶

ای که امروز به زیبایی او می نازی

جای آن است که بر ماه کنی طنازی

بوسه ای چند بخواهم ز لبت

چشم تو گر نکند پیش لبت غمازی

تا که در سینه کنون تخم وفایت کارد

اشک با خون دل بنده کند انبازی

خود کشی عاشق و بر طره مشکین بندی

خود دلم دزدی و اندر سر زلف اندازی

از رخت بنده چه بریست به جز دلسوزی؟

بلبل از لاله چه آموخت جز آتش بازی؟

چشم تو با همه بد می کند، الا با تو

زانکه با غمزه بدساز نکو می سازی

من ز اندوه چو خسرو به تو پرداخته ام

تو پی آنکه به من هیچ نمی پردازی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱۸فسون چشمش ار خوابم نبستی
  2. شمارهٔ ۱۹۱۹دلی دارم در او دردی و داغی
  3. شمارهٔ ۱۹۲۰ای کاش مرا با تو سر و کار نبودی
  4. شمارهٔ ۱۹۲۱گر ماه تو از مشک تو آلوده نبودی
  5. شمارهٔ ۱۹۲۲امید نبود ار چه مرا یک نظر از وی
  6. شمارهٔ ۱۹۲۳من باد نخواهم که وزد بر چو تو باغی
  7. شمارهٔ ۱۹۲۴صبا زلف ترا گر دم ندادی
  8. شمارهٔ ۱۹۲۵زهی رویت شکفته لاله زاری
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.