پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱۱

بدین صفت که ببستی کمر به خونخواری

درست شد که نداری سر وفاداری

به هر جفا که توان کرد کار من کردی

خدای تو به دهادت ازین جفاکاری

تویی چو آینه و صد هزار رو در تست

ولی چه سود که یک رو نگه نمی داری؟

رخ تو احسن تقویم، چون شوی طالع

ستارگان فلک در حیات نشماری

ببست گویی آب حیات را زنگار

در آن زمان که بپوشی قبای زنگاری

ز رشک چشم تو نرگس که خاستی به چمن

نمی تواند برخاستن ز بیماری

چنان شدم که به جایم نیاری، ار بینی

هنوز شرط تعهد به جا نمی آری

حدیث بشنو، از آزار مردمان برخیز

که هیچ چیز نخیزد ز مردم آزاری

مرا که باد هوایت بر آسمان برده ست

بگیر دست، به شرطی که باز نگذاری

ز زنده داری شبهای من ترا چه خبر؟

شبی به خواب ندیدی چو روی بیداری

مریز خون دو چشم عزیز خسرو، ازآنک

نریخت خون عزیزان کسی بدین خواری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱۳نشان آن دهن از من چه پرسی؟
  2. شمارهٔ ۱۹۱۴به یک کرشمه کزان چشم دلربا کردی
  3. شمارهٔ ۱۹۱۵به خوبی همچو مه تابنده باشی
  4. شمارهٔ ۱۹۱۶ای که امروز به زیبایی او می نازی
  5. شمارهٔ ۱۹۱۷در تو، ای دوست به خون ریختنم داری رای
  6. شمارهٔ ۱۹۱۸فسون چشمش ار خوابم نبستی
  7. شمارهٔ ۱۹۱۹دلی دارم در او دردی و داغی
  8. شمارهٔ ۱۹۲۰ای کاش مرا با تو سر و کار نبودی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.