پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱۰

ای دل، مرا به هر کو افسانه چند خواهی؟

جان زلف یار دارد، از شانه چند خواهی؟

در عهد او چه جویی دلهای خسته، ای جان؟

در ملک میر ظالم ویرانه چند خواهی

ای مرغ آن گلستان، کت جان ماست دانه

گر نامه زان بت آری، زین دانه چند خواهی؟

گفتی ز کیست طعنه از دست عشق بر تو؟

ای آشنای جانها، بیگانه چند خواهی؟

تا چند عاشقان را دیوانه خواهی از غم

تو زلف را بجنبان، دیوانه چند خواهی؟

گفتی فسانه ای گو، از سرگذشت هجران

باید که تو نخسپی، افسانه چند خواهی؟

تو دیر زی، اگر من جان در سر تو گردم

جایی که شمع باشد، پروانه چند خواهی؟

پرسی که چند باشد دلها به گرد کویم

در سومنات گبران بتخانه چند خواهی؟

زینسان که هم به بویی مست و خراب گشتی

خسرو، هنوز آخر پیمانه چند خواهی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱۲سزد که سجده کنند، ای برهمن عجمی
  2. شمارهٔ ۱۹۱۳نشان آن دهن از من چه پرسی؟
  3. شمارهٔ ۱۹۱۴به یک کرشمه کزان چشم دلربا کردی
  4. شمارهٔ ۱۹۱۵به خوبی همچو مه تابنده باشی
  5. شمارهٔ ۱۹۱۶ای که امروز به زیبایی او می نازی
  6. شمارهٔ ۱۹۱۷در تو، ای دوست به خون ریختنم داری رای
  7. شمارهٔ ۱۹۱۸فسون چشمش ار خوابم نبستی
  8. شمارهٔ ۱۹۱۹دلی دارم در او دردی و داغی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.