پرش به محتوای اصلی
خیام خیام

هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴]

رباعی ۸۶

شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی

هر لحظه به دامِ دگری پابستی

گفتا شیخا! هر آن‌چه گویی هستم

آیا تو چنان که می‌نمایی هستی؟!

ادامه‌ی هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴]

  1. رباعی ۸۸گویند بهشت و حورعین خواهد‌ بود 
  2. رباعی ۸۹* گویند: بهشت و حور و کوثر باشد
  3. رباعی ۹۰* گویند بهشتِ عَدْن با حور خوش است
  4. رباعی ۹۱کس خُلْد و جَحیم را ندیده‌ است ای دل
  5. رباعی ۹۲* من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
  6. رباعی ۹۳چون نیست مقام ما در این دهر مُقیم
  7. رباعی ۹۴چون آمدنم به من نَبُد روز نخست
  8. رباعی ۹۵چون عمر به سر رسد، چه بغداد چه بلخ
همه‌ی هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] ←

خیام درباره‌ی خیام

حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به «خیام» -فیلسوف و ریاضیدان و منجم و شاعر ایرانی- در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور زاده شد. وی در ترتیب رصد ملکشاهی و اصلاح تقویم جلالی همکاری داشت. وی اشعاری به زبان پارسی و تازی و کتاب‌هایی نیز به هر دو زبان دارد. از آثار او در ریاضی و جبر و مقابله، رسالهٔ «فی شرح ما اشکل من...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.