پرش به محتوای اصلی
خیام خیام

هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴]

رباعی ۹۰

* گویند بهشتِ عَدْن با حور خوش است

من می‌گویم که آب انگور خوش است

این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار

کآواز دُهُل شنیدن از دور خوش است

ادامه‌ی هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴]

  1. رباعی ۹۲* من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
  2. رباعی ۹۳چون نیست مقام ما در این دهر مُقیم
  3. رباعی ۹۴چون آمدنم به من نَبُد روز نخست
  4. رباعی ۹۵چون عمر به سر رسد، چه بغداد چه بلخ
  5. رباعی ۹۶* جُز راهِ قَلَندرانِ میخانه مپوی
  6. رباعی ۹۷* ساقی غمِ من بلند‌آوازه شده‌ است
  7. رباعی ۹۸* تُنْگی میِ لَعْل خواهم و دیوانی
  8. رباعی ۹۹* من ظاهرِ نیستی و هستی دانم
همه‌ی هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] ←

خیام درباره‌ی خیام

حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به «خیام» -فیلسوف و ریاضیدان و منجم و شاعر ایرانی- در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور زاده شد. وی در ترتیب رصد ملکشاهی و اصلاح تقویم جلالی همکاری داشت. وی اشعاری به زبان پارسی و تازی و کتاب‌هایی نیز به هر دو زبان دارد. از آثار او در ریاضی و جبر و مقابله، رسالهٔ «فی شرح ما اشکل من...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.