پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۴

جز تو سرمایه جان نیست مرا

بی تو سودای جنان نیست مرا

کی کنم قول کسی در حق تو

گوش جز تو به جهان نیست مرا

گر شوم از سو کوی تو جدا

غیر فریاد و فغان نیست مرا

بی وصالت که جز او مایه عیش

نیست شادی به روان، نیست مرا

به وفای تو که تا روز وفات

جز وفا از تو گمان نیست مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۶می‌رسد گر شوی تو دور از ما
  2. غزل شماره ۷ای گل رویت بود مژگان به چشمم خارها
  3. غزل شماره ۸الهی تا به کی مرغ دل اندر دام کاکل‌ها
  4. غزل شماره ۹ای به قد سرو و به عارض همچو ب و د و ر (با و دال و را)
  5. غزل شماره ۱۰مجمر سینه ز دوریت به تاب است امشب
  6. غزل شماره ۱۱جای جانان است اینجا مایه جانم کجاست؟
  7. غزل شماره ۱۲بی روی توام ای مه نو خانه خراب
  8. غزل شماره ۱۳ز رشک سرو قدت، سرو پای در خاک است
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.