پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۸

الهی تا به کی مرغ دل اندر دام کاکل‌ها

بود درمانده و پا بسته، ای حلال مشکل‌ها

اگر نه خامه مانی ز فیضت رشحه‌ریز آمد

کجا یک قطره شبنم ریختی بر چهره گل‌ها

وگرنه بر گلستان پرتو حسنت زدی عکسی

که در وی می‌شنیدی بانگ واویلای بلبل‌ها

به تقدیر ار نبودی دست تقدیر جهان‌آرا

که را در خود بدی مشاطگی زلف سنبل‌ها

به یک جلوه ز روی ماه کنعنانی درافکندی

ز شهرستان مغرب تا به مصر آواز غلغل‌ها

جمالی را که نه آرایش از عکس رخت گیرد

چه سود از خط و خال و غازه و زیب و تجمل‌ها

به داد خالد بیچاره درمانده رس یا رب

که دارد قلزم جودت بسی چون او به ساحل‌ها

به یک جنبش ز برق لامع نور قدیم جود

به لطفش وارهان از گردش دور تسلسل‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۱۰مجمر سینه ز دوریت به تاب است امشب
  2. غزل شماره ۱۱جای جانان است اینجا مایه جانم کجاست؟
  3. غزل شماره ۱۲بی روی توام ای مه نو خانه خراب
  4. غزل شماره ۱۳ز رشک سرو قدت، سرو پای در خاک است
  5. غزل شماره ۱۴گرچه اسباب طرب پیش من امشب نه کم است
  6. غزل شماره ۱۵هرگز ترحمی به من مبتلات نیست
  7. غزل شماره ۱۶گرچه اسباب طرب پیش من امشب نه کم است
  8. غزل شماره ۱۷رو به محراب دو ابرویت عبث کردم عبث
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.