پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۷

ای گل رویت بود مژگان به چشمم خارها

صد ماه کنعانی برم چون نقش بر دیوارها

احوال آزار مرا پرسیده بودی از کرم

سهل است با هجر تو بر جان سختی آزارها

لیک از وفور انتظار، شد چشم گریانم چهار

شاید کند آن غمگسار، غم خواری بیمارها

نا آمدن را تیر بیم از طعن مردم وجه نیست

هستند صافی‌طینتان عاری ز عیب و عارها

نبود تفاوت پیش من از نامدن تا آمدن

این بس که خالد در دلت باری گذشت از بارها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۹ای به قد سرو و به عارض همچو ب و د و ر (با و دال و را)
  2. غزل شماره ۱۰مجمر سینه ز دوریت به تاب است امشب
  3. غزل شماره ۱۱جای جانان است اینجا مایه جانم کجاست؟
  4. غزل شماره ۱۲بی روی توام ای مه نو خانه خراب
  5. غزل شماره ۱۳ز رشک سرو قدت، سرو پای در خاک است
  6. غزل شماره ۱۴گرچه اسباب طرب پیش من امشب نه کم است
  7. غزل شماره ۱۵هرگز ترحمی به من مبتلات نیست
  8. غزل شماره ۱۶گرچه اسباب طرب پیش من امشب نه کم است
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.