پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۶

می‌رسد گر شوی تو دور از ما

تا سمک اشک و آه تا به سما

دل به کویت چنان شده است اسیر

ابدا لیس یرفع القدما

دیده جویای خاک درگه توست

ترب اقدامکم یزیل عمی

بی‌جمال تو گر روم به بهشت

لا اری الروح بل اری الما

دم به دم در فراقت ای همدم

تمزج العین بالدموع دما

دل هدف پیش تیر غمزه توست

لحظ عینیک لورمی کرما

خالد از عشق تو چه چاره کند؟

خالق العرش بالهوی حکما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۸الهی تا به کی مرغ دل اندر دام کاکل‌ها
  2. غزل شماره ۹ای به قد سرو و به عارض همچو ب و د و ر (با و دال و را)
  3. غزل شماره ۱۰مجمر سینه ز دوریت به تاب است امشب
  4. غزل شماره ۱۱جای جانان است اینجا مایه جانم کجاست؟
  5. غزل شماره ۱۲بی روی توام ای مه نو خانه خراب
  6. غزل شماره ۱۳ز رشک سرو قدت، سرو پای در خاک است
  7. غزل شماره ۱۴گرچه اسباب طرب پیش من امشب نه کم است
  8. غزل شماره ۱۵هرگز ترحمی به من مبتلات نیست
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.