پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غرل شماره ۲

وام بگرفتم به صد جان گرد نعلین ترا

هست جانی آنهم از تو چون دهم دین ترا

بی توام چندان مطول شد شب تاریک هجر

مختصر خوانم تطاولهای زلفین ترا

ماه نو بر مهر ثابت عقرب و پروین روان

وه چه زیبد هیئت اشکال بی شین ترا

بر رسد بندان نگردد کشف راز ار ننگرند

گرد روی خون چکان، چوگان زلفین ترا

نفی جزء و حصر فرد شمس و استلزام او

بس منافی شد دهان و زلف و خدین ترا

چشم بیمارت دهد در هر اشارت صد شفا

بوعلی مشکل که داند حکمت العین ترا

چهره ات ز آب دلارائی هوا را داده نم

تاب رخسارت هویدا کرد قوسین ترا

خالد از ابروی مشکینت اگر گوید سخن

چون کشد آخر کمان قاب قوسین ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۴جز تو سرمایه جان نیست مرا
  2. غزل شماره ۵چنان ببریدی آخر رشته‌های آشنایی را
  3. غزل شماره ۶می‌رسد گر شوی تو دور از ما
  4. غزل شماره ۷ای گل رویت بود مژگان به چشمم خارها
  5. غزل شماره ۸الهی تا به کی مرغ دل اندر دام کاکل‌ها
  6. غزل شماره ۹ای به قد سرو و به عارض همچو ب و د و ر (با و دال و را)
  7. غزل شماره ۱۰مجمر سینه ز دوریت به تاب است امشب
  8. غزل شماره ۱۱جای جانان است اینجا مایه جانم کجاست؟
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.