پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۱ (در بازگشت از سفر حج)

واحسرتا جدا شدم از خانهٔ خدا

از غصه وقت گشت شود دل ز هم جدا

ما را نبود خواهش رفتن ز کوی دوست

اما چو امر اوست، ز سر می‌کنیم پا

اهل صفا به داغ غم مروه مرده‌اند

من شاد چون زیم، که شدم دور از صفا؟

حجر و مقام و زمزم و ارکان و ملتزم

گویند بازگرد، کجا می‌روی کجا؟

دامان دل گرفته، برندم کشان‌کشان

حنانه، روضه، منبر و محراب مصطفی

از اشتیاق یثرب و درد فراق بیت

کاهی است دل، فتاده میان دو کهربا

خالد چو دوست در همه‌جا جلوه‌گر شود

پس غم مخور ز خانهٔ او گر شدی جدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۳به معمار غمت نو ساختم ویرانه خود را
  2. غزل شماره ۴جز تو سرمایه جان نیست مرا
  3. غزل شماره ۵چنان ببریدی آخر رشته‌های آشنایی را
  4. غزل شماره ۶می‌رسد گر شوی تو دور از ما
  5. غزل شماره ۷ای گل رویت بود مژگان به چشمم خارها
  6. غزل شماره ۸الهی تا به کی مرغ دل اندر دام کاکل‌ها
  7. غزل شماره ۹ای به قد سرو و به عارض همچو ب و د و ر (با و دال و را)
  8. غزل شماره ۱۰مجمر سینه ز دوریت به تاب است امشب
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.