پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳

ساقیا وقتِ صبوح آمد بیار آن جام را

می‌پرستانیم درده بادهٔ گل‌فام را

زاهدان را چون ز منظوری نهانی چاره نیست

پس نشاید عیب‌کردن رندِ دُردآشام را

احتراز از عشق می‌کردم ولی بی‌حاصل است

هرکه از اول تصوّر می‌کند فرجام را

من به بویِ دانهٔ خالش به دام افتاده‌ام

گرچه صیدِ نیکوان، دولت شمارد دام را

هرکه او را ذره‌ای با ماه‌رویان مهر نیست

بر چنین عامی فضیلت می‌نهند انعام را

شام را از صبحِ صادق باز نشناسم ز شوق

چون مَهَم پُرچین کند بر صبحِ صادق، شام را

گر بدین‌سان بر درِ بتخانهٔ چین بگذرد

بت‌پرستان، پیشِ رویش بشکنند اصنام را

بر گدایان، حکمِ کشتن هست سلطان را ولیک

هم به لطفِ عامِ او اومید باشد عام را

چون بهر معنی که بینی تکیه بر ایّام نیست

حیف باشد «خواجو» ار ضایع کنی ایّام را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵آب آتش می برد خورشید شب پوش شما
  2. شمارهٔ ۶همچو بالات بگویم سخنی راست تو را
  3. شمارهٔ ۷مگذار مطرب را دمی کز چنگ بنهد چنگ را
  4. شمارهٔ ۸یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرا
  5. شمارهٔ ۹آن نقش بین که فتنه کند نقش بند را
  6. شمارهٔ ۱۰رام را گر برگ گل باشد نبیند ویس را
  7. شمارهٔ ۱۱وقت صبوح شد بیار آن خور مه نقاب را
  8. شمارهٔ ۱۲ای ماه قبچاقی شب است از سر بِنِهْ بَغطاق را
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.