پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۳۶ - در شکر ایادی شمس الدین رئیس

من که خاقانیم جفای وطن

بُرده‌ام وز جفا گریخته‌ام

از خسان چو سار شور انگیز

چون ملخ بر ملا گریخته‌ام

شاه بازم هوا گرفته بلی

کز کمین بلا گریخته‌ام

نه نه شهباز چه؟ که گنجشکم

کز دم اژدها گریخته‌ام

گر نه آزرده‌ام ز دست خسان

دست بر سر چرا گریخته‌ام

ترسم از قهر ناخدا ترسان

لاجرم در خدا گریخته‌ام

از کمین کمان کشان قضا

در حصار رضا گریخته‌ام

من ز ارجیش ز ابر دست رئیس

وقت سیل سخا گریخته‌ام

آن نه سیل است چیست طوفان است

پس ز طوفان‌سرا گریخته‌ام

الغریق الغریق می‌گویم

زآن چنان سیل تا گریخته‌ام

گر همه کس ز منع بگریزد

منم آن کز عطا گریخته‌ام

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۳۸غصهٔ دل گفت خاقانی که از ابناء جنس
  2. شمارهٔ ۲۳۹هر خشک و تر که داشتم از غم بسوختم
  3. شمارهٔ ۲۴۰به مجلس کو نزیل جود خویش است
  4. شمارهٔ ۲۴۱ - در مدح اقضی‌القضاة علی و آمدن به عیادت خاقانیبخ بخ ار فاروق ثانی را کنم مدحت به جان
  5. شمارهٔ ۲۴۲آرزو بود نعمتم لیکن
  6. شمارهٔ ۲۴۳ - در مرثیهٔ رشید الدین فرزند خودپسر داشتم چون بلند آفتابی
  7. شمارهٔ ۲۴۴از عزیزان سؤال دل کردم
  8. شمارهٔ ۲۴۵ - در مرثیهٔ جمال الدین اصفهانی وزیر صاحب موصل و وحید الدین عموی خودجمال شاه سخا بود و بود تاج سرم
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.