پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۲

درد دل گویم از نهان بشنو

راز، بی‌زحمت زبان بشنو

جوش دریای غصه باور کن

موج خون بنگر و فغان بشنو

بر کنار دو جوی دیدهٔ من

بانگ دولاب آسمان بشنو

لرزهٔ برق در سحاب دل است

نالهٔ رعد ز امتحان بشنو

پیش کوه ار غمان من گویی

کوه را بانگ الامان بشنو

چون بخندد عدو ز گریهٔ من

دل به خشمم کند که هان بشنو

تندرستی ورای سلطانی است

از دو تن پرس و شرح آن بشنو

یا ز دربان تن‌درست بپرس

یا ز سلطان ناتوان بشنو

حال شب‌های هجر خاقانی

چون بخواهی ز این و آن بشنو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۴تو چه دانی که از وفا چه نمودم به جای تو
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۵سینه پُر آتشم چو میغ از تو
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۶شد آبروی عاشقان از خوی آتش‌ناک تو
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۷گرچه جانی از نظر پنهان مشو
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۸چه کرده‌ام بجای تو که نیستم سزای تو
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۹پشت پایی زد خرد را روی تو
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۰در عشق داستانم و بر تو به نیم جو
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۱بستهٔ زلف اوست دل، ای دل از آن کیست او
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.