پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۵

ز آشفتگی حالم ربط از سخن بریده

از هم فتاده حرفم چون نامه دریده

در وادی محبت شاید رسد بآبی

رفتست تا بچشمم خار بپا خلیده

سامان دلربائی، لطفست و مهربانی

نه چشم نیم مست و نه ابروی کشیده

سرسبز باد یارب بستان عشق، کانجا

غلطیده است بر گل، مرغ بخون طپیده

قدرت چو نیست، مردن از زندگیست خوشتر

صد بار سر بریده، بهتر ز پر بریده

هم طالع نصیحت درد دلیست ما را

در پیش هر که گفتنی نشنیده و شنیده

در چین طره او، از حال دل چه پرسی

یک سینه زخم دارد چون شانه نو رسیده

گردد ز حرف سردی پرحوصله، تنگ ظرف

آشوبد از نسیمی دریای آرمیده

شد عمرها که نگرفت یک مست جای منصور

آری کمان حلاج ماندست نا کشیده

بیدار نگردد بخت کلیم شاید

زیرا که کام دل را دائم بخواب دیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۷نمک ز گریه و تأثیر از فغان رفته
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۸ننشستن نقش امید، از نقش بد بسیار به
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۹عصا و رعشه‌ای در دست از پیری به ما مانده
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۰قربان آن بناگوش وان برق گوشواره
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۱تا کی خورم غم دل با نیم جان خسته
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۲ - در مدح شاه‌جهانغرور حسنش از بس با اسیران سرگران کرده
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۳ای دل به سنگلاخ هوسها قدم منه
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۴علاقه ام ز تو نگسسته وز حیات بریده
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.