پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۲

ما که پیش از مرگ آسایش تمنا می‌کنیم

شکوه از بدگردی افلاک بی‌جا می‌کنیم

چون به کوی خاکساری سرکشی از سر نهیم

تا هوای خشت بالین را ز سر وامی‌کنیم

ما خس سیلاب سوداییم و در سیر سلوک

گر به دریا می‌رویم، ار جا به صحرا می‌کنیم

ترک و تجریدی که ما داریم بی‌اجر است، حیف

چون ز رشک اهل دنیا ترک دنیا می‌کنیم

کار فردا را ز ما امروز می‌خواهند و ما

هرچه را امروز باید کرد فردا می‌کنیم

چاره کم کن تا جفای دهر هم کمتر شود

افکند صد عقده در کار ار یکی وامی‌کنیم

بس که هرجا شکوه افلاک و انجم کرده‌ایم

شرمساری می‌کشیم، ار سر به بالا می‌کنیم

گر به کنج عزلت از تنهاییم گیرد ملال

ما و عنقا هردو در یک آشیان جا می‌کنیم

خواه صبر و خواه دل هرچیز گم شد از کلیم

جمله را در کوچه زلف تو پیدا می‌کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۴تا نفرسود است پا، بیراهه‌پیما می‌شوم
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۵اشکریزان در غمت چون رو به هامون می‌کنم
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۶در جستجوی وصلت، آن رهرو بلایم
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۷از هر طرف که تا زند ما صید سربراهیم
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۸کسی نیم که زکس حرف سرد برگیرم
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۹دلا مگوی که نگرفت هیچکس خبرم
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۰بچاک سینه نه مرهم پی دوا بندم
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۱همین نه در سفر آشفته تر ز سیلابم
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.