پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۵

همیشه کارم در کار خیر تأخیرست

که توبه مانده درست و بهار کشمیرست

درین چمن نرود عهد خوشدلی بشتاب

ز موج سبزه بپای نشاط زنجیرست

نقیض گیری افلاک را چه می دانی

علاج عقده دشوار ترک تدبیرست

بپوش جوهر خود را که از بلا برهی

کزین گناه گرفتار بند شمشیرست

جنون بخانه زنجیر اگر پناه برد

بجاست خانه تاریک، عقل دلگیرست

بصیدگاه محبت که صیدها رامند

رمی که باشد صیاد را زنخجیرست

زدلخراشی کز جور آسمان دیدم

هلال عیدم در دیده ناخن شیرست

دلم که رد فروشنده و خریدارست

ز تیره بختی همدرد بنده تیرست

دلم که بهره زخوبان نمی برد گوئی

که باغبانی در بوستان تصویرست

سپهر تفرقه افکن کلیم ز آتش رشک

کباب الفت پیوند شکر و شیرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۷آن صید پیشه فکر مدارا نکرده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۸دل بزیب و زینت دوران هنرپرور نبست
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۹دل یوسف نژادان یوسف چاه زنخدانت
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۰در کلبه ما تا بکمر موج شرابست
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۱چشم دلجوئی دلم از مردم عالم نداشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۲آن جنگجو که هیچ ملال از جفا نداشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۳دل دامن مجاورت چشم تر گرفت
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۴راحتی دارم که با سودای عشقم کار نیست
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.