پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۰

پای بی کفش از سری کاید بسامان بهترست

زخم مرهم گیر از چاک گریبان بهترست

از جهان بی بهره را نبود شمار عمر خضر

روز کوتاه از برای روزه داران بهترست

آب با خود دارد این جاروب در راه وفا

آستان دوست را رفتن بمژگان بهترست

دارم از خضر این وصیت را که در راه طلب

جای مژگان دیده را خار مغیلان بهترست

بر سیه بختان بود داغ وفا زیبنده تر

شب چو تاریکست از بهر چراغان بهترست

سخت بیدردیست بار خاطر بلبل شدن

سیر گل از رخنه دیوار بستان بهترست

گر درین میخانه از بیداد دوران چون قدح

دل ز خون لبریز باشد چهره خندان بهترست

با توان دلخوش باین بودن که در خاکست گنج

خانه ویران بر سر اسباب و سامان بهترست

نیست جز ترک تکلف زینت روشندلان

گر لباس اطلس است آئینه عریان بهترست

از حیات جاودان خضر نزد اهل دل

تشنه مردن در کنار آبحیوان بهترست

هر کجا نسبت فزونتر ربط چسبانتر کلیم

دل که آشفته‌ست در زلف پریشان بهترست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۲این سطرهای چین که ز پیری بروی ماست
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۳سیل در اقلیم ما پیرایه بند خانه است
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۴چاره خاموشی بود هر جا سخن در شیر نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۵همیشه کارم در کار خیر تأخیرست
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۶عاقل سپر زخم زبان گوش گران یافت
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۷آن صید پیشه فکر مدارا نکرده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۸دل بزیب و زینت دوران هنرپرور نبست
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۹دل یوسف نژادان یوسف چاه زنخدانت
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.