پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۷

امسال نوبهار قدم پیشتر گذاشت

گل نیز از بساط چمن پا بدر گذاشت

سوسن بوصف باغ زبانرا کبود کرد

نرگس ز شوق در قدح لاله سر گذاشت

برگ شکوفه رقعه معشوق باغ بود

زان بوسه داد نرگس و بر چشم تر گذاشت

شیرینی تبسم هر غنچه را مپرس

در شیر صبح خنده گلها شکر گذاشت

گل را غرور مشت زر خویش بس نبود

ابر بهار بر سر آن زر گهر گذاشت

نگذاشت یادگار بجز خرمن گلی

بر هر گل زمین که شکم ابرتر گذاشت

می آورد بسان گل زرد سر برون

نتوان بخاک گلشن کشمیر زر گذاشت

رمزیست اینکه عاشق و معشوق یکدلند

در پای خویش بید موله چو سر گذاشت

کوتاه ماند دست کلیم از گل مراد

هر چند آرزو بسر یکدگر گذاشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۹شیب و شباب راه عدم را مراحلست
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۰پای بی کفش از سری کاید بسامان بهترست
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۱براه عشق تو جز اشک و آه با من نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۲این سطرهای چین که ز پیری بروی ماست
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۳سیل در اقلیم ما پیرایه بند خانه است
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۴چاره خاموشی بود هر جا سخن در شیر نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۵همیشه کارم در کار خیر تأخیرست
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۶عاقل سپر زخم زبان گوش گران یافت
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.