پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۱

پریرم دیدی و نادیده کردی

سلامت گفتم و نشنیده کردی

گر این معنی پسند خاطر توست

نمی گویم که نپسندیده کردی

دلم خون گشت و آمد همدم اشک

به دیده تا تو جا در دیده کردی

خوش آن روزی که از طعن رقیبان

به سوی من گذر ترسیده کردی

اگر گفتی سخن آهسته گفتی

وگر کردی نظر دزدیده کردی

شدی آرام جانم گوییا رحم

براین جان نیارامیده کردی

چو برگردیدی از جامی عجب نیست

که نامش بخت برگردیده کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۳دی آن چه شکل بود که از ره برآمدی
  2. شمارهٔ ۴۷۴سبزخطا و گلرخا تازه‌بهار کیستی
  3. شمارهٔ ۴۷۵زما همی گذری و به ما نمی نگری
  4. شمارهٔ ۴۷۶دل مرا ز هزار آرزو بگردانی
  5. شمارهٔ ۴۷۷ای کاش من برآن سر کو خاک بودمی
  6. شمارهٔ ۴۷۸دیدمی دیدار آن دلدار رعنا کاشکی
  7. شمارهٔ ۴۷۹ماییم و خاکساری و عجز وفتادگی
  8. شمارهٔ ۴۸۰هیچ ازین مبتلا نمی پرسی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.