پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۶

دل مرا ز هزار آرزو بگردانی

درآرزوی خودم کو به کو بگردانی

ز قبله روی بگردانیم که رو به من آر

به روی تو چو کنم روی رو بگردانی

چه باک ازانکه نیابم تو را ازان ترسم

که روی من ز ره جست و جو بگردانی

به رخ چو جعد مسلسل نهی هزاران دل

ز راه عقل به هر تار مو بگردانی

دهانت دایره لطف را شود مرکز

به گرد گل چو خط مشکبو بگردانی

خدای بین نیی ای پارسا که دل دهدت

که چشم خویش ز روی نکو بگردانی

نمیرد آتش جامی به ساغر ای ساقی

به دور او چه شود گر سبو بگردانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۸دیدمی دیدار آن دلدار رعنا کاشکی
  2. شمارهٔ ۴۷۹ماییم و خاکساری و عجز وفتادگی
  3. شمارهٔ ۴۸۰هیچ ازین مبتلا نمی پرسی
  4. شمارهٔ ۴۸۱سوی بیمار خود ای جان جهان دیر آیی
  5. شمارهٔ ۴۸۲مشک تر بر برگ گل سودی بلای جان شدی
  6. شمارهٔ ۴۸۳چو گرد ماه خط مشکبو بگردانی
  7. شمارهٔ ۴۸۴در کمندت به گرفتاری من نیست کسی
  8. شمارهٔ ۴۸۵بپوش خط بناگوش نازنین کسی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.