پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۳

چو گرد ماه خط مشکبو بگردانی

دلی ز راه به هر تار مو بگردانی

چگونه روی تو بینم چو بهر دیدن تو

به هر طرف که کنم روی رو بگردانی

نمی رسد به تو هیچ ارزو چو جلوه کنی

رخم ز قبله هر آرزو بگردانی

به هر فتاده بود خوی تو نکوکاری

به بخت ما چو رسد کار خو بگردانی

بدان هوس که به کویت رسم خوشم که مرا

کشان کشان چو سگان کو به کو بگردانی

به باده سرزنشم چند زاهدا چه شود

که سنگ خود ز سر این سبو بگردانی

نیافت ره به تو جامی به گفت و گوی آن به

که روی او ز ره گفت و گو بگردانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۵بپوش خط بناگوش نازنین کسی
  2. شمارهٔ ۴۸۶بیمار تو شدم به عیادت نیامدی
  3. شمارهٔ ۴۸۷نه بشر خوانمت ای دوست نه حور و نه پری
  4. شمارهٔ ۴۸۸ای ز غمهای تو با مردن برابر زندگی
  5. شمارهٔ ۴۸۹ای که به شیرین سخنی نرخ شکر می شکنی
  6. شمارهٔ ۴۹۰ای سپهر از هجر یارم سوختی
  7. شمارهٔ ۴۹۱دو ساعد تو که آیین هر دو هست یکی
  8. شمارهٔ ۴۹۲ای از دو جام لعلت ما را تمام نیمی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.