پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۸

ای ز غمهای تو با مردن برابر زندگی

ضربت تیغت پیاپی زندگی بر زندگی

چون ز بخت خود طمع دارم دوام وصل تو

می نگردد جاودان کس را میسر زندگی

با حضور تو چه نسبت صحبت اغیار را

هرکسی داند که هست از مرگ خوشتر زندگی

چون تو بستی پرده بر رخ گو اجل بگشای دست

نیست حظی عاشقان را بعد ازین در زندگی

کشته تو تا خورد یک بار دیگر زخم تو

از خدا خواهد که یابد بار دیگر زندگی

روز هجران تو میرد زار عاشق همچو شمع

چون رسد شام وصالت گیرد از سر زندگی

نام جامی در جهان ماند از تخلصهای خوش

دارد آری از سخن نام سخنور زندگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۰ای سپهر از هجر یارم سوختی
  2. شمارهٔ ۴۹۱دو ساعد تو که آیین هر دو هست یکی
  3. شمارهٔ ۴۹۲ای از دو جام لعلت ما را تمام نیمی
  4. شمارهٔ ۴۹۳دی جعد عنبر افشان برماه بسته بودی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.